X
تبلیغات
بهشت در غرب - تویسرکان

بهشت در غرب - تویسرکان

سالهای زندگی من در جزیره از بهشت در میان خشکی (تویسرکان)

علی اشرف پیری

من نمیتونم کسی وادار کنم و با بوق و کرنا بکوبم و بگم که به چه کسی رای بدید ! ولی واقعا میتونم بگم که برای انتخابات میان دوره ای شهرستان فردی بهتر از علی اشرف پیری نمیشه پیدا کرد . 


این فقط نظر خود بنده است . 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم فروردین 1392ساعت 0:59  توسط حسن م  | 

پیروزی آموزش پرورشی ها در ورزشگاه دو هزار نفره رغم خورد .

مسابقات فوتسال ادارات امسال با 8 تیم در دو گروه 4 تایی شکل گرفت و به صورت دوره ای با هم به بازی پرداختند .

در مسابقه فینال این گروه دو تیم شهرداری و آموزش و پرورش در ورزشگاه دو هزار نفره تویسرکان به مصاف هم رفتند و تیم اموزش پرورش با یک گل برتری توانست برنده این دوره از مسابقات شود . 

به این ترتیب تیم آموزش پرورش در رده اول و تیم شهرداری در رده دوم  ، تیم اداره برق در رده سوم قرار گرفت . 

 شایان ذکر است که جوایز این عزیزان توسط پیش کسوتان این شهر در پایان این مسابقات به انها تقدیم شد . 


+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم بهمن 1391ساعت 22:51  توسط حسن م  | 

راهپیمایی 22 بهمن 1391 مردم تویسرکان

22 بهمن ماه تجلی حضور ایرانی و دفاع از آرمان های جمهوری اسلامی است .

مردم شهرستان تویسرکان با حضور پر رنگ خود در این راهپیمایی 22 بهمن حماسه ای بزرگ آفریدند و ثابت کردند که در تمامی عرصه هایی که وابسطه به آرمان های نظام (جمهوری اسلامی ایران ) است حضور پر رنگ خواهند داشت . 



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم بهمن 1391ساعت 22:26  توسط حسن م  | 

سری اول عکس های محرم تویسرکان سال 91

امسال هم با وجود باد و باران و سرما مردم تویسسرکان مراسم عزاداری خود را برای سالار شهیدان برپا نمودند .



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه چهارم آذر 1391ساعت 11:18  توسط حسن م  | 

تویسرکان من !

با سلام و عرض تشکر 

این نظر یک همشهریه : اینجل فقط ختم و مرده هارو مینویسی؟؟؟؟ جمع کن زودتر

----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

سلام م م م م م.باتشکرازسایت خوبتون.اولین بارکه سایتتون رومیبینم.خیلی خوشحال شدم.لطفا اسم شاعران تویسرکانی هم بیارید.ممنون.یک همشهری ازاصفهان 

--------------------------------

چشم خانوم عبدالملکی حتما همین کار میکنم ، اگر اشتباه نکنم فکر میکنم یکیشون فامیلتون باشه ! 

+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام آبان 1391ساعت 19:5  توسط حسن م  | 

شهری برای درخت گردو

سینما تجربی: «گردو»؛ همان دانه روغنی خوشمزه ای که همه ایرانیان آن را به خوبی می شناسند. این محصول ویژه حالا در یک منطقه خاص اهمیت برجسته ای یافته تا جایی که سبب رونق اقتصادی و ایجاد شهرت برای این شهر کوچک شده است و حالا «علیرضا رضیئی» تصمیم گرفته تا این مسئله را در قالب فیلمی مستند بازگو کند.
بنابرگزارش پایگاه خبری- تحلیلی «سینما تجربی» علیرضا رضیئی درباره مستند «شهری برای یک درخت» گفت: این فیلم قرار است به بررسی نقش محصول گردو در توسعه شهرستان تویسرکان بپردازد. همانطور که می دانید تویسرکان یکی از شهرهای استان همدان است که محصول گردوی تولیدی آن، در ایران مشهور و از کیفیت بسیار بالایی برخوردار است.
او افزود: نگاه این فیلم آوانگارد و با مایه هایی از طنز همراه است. پژوهش این فیلم به صورت میدانی و کتابخانه ای توسط خودم انجام شد که البته در مراحل نهایی نگارش فیلمنامه آقای «امیر امیری» نیز همکاری داشتند. ما بدلیل فرم طنزی که انتخاب کرده بودیم از همه دستاوردهای تحقیقاتی مان در کار بهره نبردیم. پس از این مرحله تصویربرداری در تیر و مرداد ماه امسال توسط «امید وفایی» انجام پذیرفت و در حال حاضر نیز تدوین اولیه به پایان رسیده است. 

او ادامه داد: فیلم روایت حضور یک گروه فیلمسازی در این شهرستان برای بررسی اهمیت و نقش محصول گردو در منطقه است و همه آنچه در فیلم دیده می شود نگاه گروه فیلمساز نسبت به مسائل مختلف است و همه اینها در یک فضای طنز مطرح می شود.
او تاکید کرد: کارگردانی این اثر به طور مشترک توسط خودم و «امیر امیری» انجام شده و تهیه کننده آن مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی است. 
گفتنی است این فیلم از مجموعه تولیدات دانشگاهی است که مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی در دستور کار خود قرار داده است.

+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام آبان 1391ساعت 19:0  توسط حسن م  | 

محرم بازم آمد .

اه خون ماه اشك ماه ماتم شد ، بر دل فاطمه داغ عالم شد . فرا رسيدن ماه محرم را به عزادارن راستينش تسليت عرض ميكنم . 

امسال هم سعی بر آن است تصاویری از محرم شهرستان تویسرکان بذارم ، برای کمک به بنده تصاویر خود را به ایمیل 2topic.ir@gmail.com ارسال نمایید . 

+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام آبان 1391ساعت 18:57  توسط حسن م  | 

باز هم عزیزی از میانمان پر بست !

در این شوره زار دل در این خلوت نا هماهنگ ! در این حسرت بی پروا . یکی دیگه از عزیزانمان پر بست . خاطراتی که مرا به یاد او می اندازد ، واقعا اعجاب انگیز است . 

مادری که در رویداد زندگی خود شریک غم ها و شادی های دیگران بود ، حالا با پرواز از این دیار ما را تنها گذاشت ، تنها چیزی که واقعا مرا در حالات فکری او می برد زبان خوشش بود . 

اما بر جای ماندگان او  سرشتش را پا بر جا نگه می دارند . 

بله نام او مستوره شریفی بروجردی است ، نام مادری که خاطره ای از این شهر بود ، و یکی از الگوهای من در زندگی ! 


بنده از او عکسی ندارم ، انشالله دوستان عکسی از او به من برسانند .  

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم آبان 1391ساعت 10:19  توسط حسن م  | 

گردوی تویسرکانی

همه ما تویسرکانی ها از فصل گردو هم خاطرات خوب داریم و هم خاطرات بد ، اما هیچ وقت خاطرات بد نمیشه جای گزین خاطرات خوب کرد . من هم سعی می کنم خاطرات خوب بنویسم .

اول این عکس ببینید :



 

این همون گردوی تویسرکان معروف که صداش همه جا رو گرفته !

از نظم به نثر رسیم و فریاد کنیم آنچه در میان این همه سبزی سفیدش پیدا است .

وای خدای من ، صدای پای سهراب اگر در میان این درختان گردو باز می شد ، هیا هوی و وجد شعر را دو صد چندان می کرد . آری اهل قلم نوشته اند  .

خاطره  :

نمیدونم از کجا شروع کنم که نوشته شور و وجد خاص خودش داشته باشه ، اون چیزی که توی ذهنم جاری تعریف می کنم . انشالله که اون نوع تفکر برسونه . حول و حوش 8 سال داشتم یه روز صبح به زور از خواب بلندم کردند و گفتند می خواهی بریم گردو تکانی !

من  با هزار دنگ و فنگ که داشتم به زور از خواب بلند شدم و دست صورت شستم ( اصولا عادت تویسرکانی هاست که در همچنین روز هایی صبحونه خونه نمیخورند و با خانواده و ... تشریف می برند داخل باغ و اونجا صبحونه میل می کنند ) و راه افتادم .

رفتیم باغ پدر بزرگ اونجا کنار بقیه جمع صبحونه میل کردیم در همین حال پدر بزرگ با این لهن (پسَ وخی گردو ر جمع کو ) پسر بلند شو گردو ها رو جمع کن . ما رو میگی همه بلند شدیم به جمع کردن .

از اونجایی که ما بچه ها اهل بازی بودیم با همین گردو ها هم یه بازی درست کرده بودیم ، اونم به این روش که هر کسی بیشتر گردو جمع کنه ، رغابت با لحجه تویسرکانی ای حال هوایی داره که نگو مثلا من به پسر عمه می گفتم ای سعید سعید بپا م 15 تا جمع کردم ولی تو هوچی نکردی (سعید نگاه کن من 15 تا گردو توی ظرف دارم ولی تو هیچی هنوز نداری ) .

در همین حول و حواشی رقابت ها بود که پدر بزرگ می گفت حسَِ بدو سر کٌنَ (حسن برو سراشیبی ها رو هم جمع کن ) منم با اون شور شوق میرفتم روی قسمت شیب زمین و کنار اون همه خار خاشاک گردو ها رو دونه دونه جمع می کردم .

اما قسمت جالب مسئله از اینجا به بعد شروع میشه ، این کارها تا ظهر ادامه داشت و بعد از ظهر همه ما بی میل می شدیم به این حرکت چون حالت بازی داشت .

همه ما تویسرکانی ها می دونیم که زمان گردو تکانی باغات آب نمیدهند تا گردو ها داخل گل نیفتند . به همین ترتیب کلوخه هایی که از خاک شخم خورده موجود واقعا قابل استفاده است برای بازی .

بعد از گذر زمان از ساعت 12 به بعد اولین حرکت ما این بود که چوب ها می اوردیم میریختیم روی هم و آتیش با شعله های حدود 2 متر ایجاد می کردیم .

وای چه حسی داشت ، از اون طرف بابا بزرگ داد و بی داد نکنیتو درختا سوختن (این کار نکنید گرما درخت ها رو می سوزونه ) مگه حرف بابا بزرگ گوش این نوه ها می رفت ؟

از اربابی خرمن سوختن یاد گرفتند (ا اربابی خرم سوختن یاد گرفتن )

حالا حس و حال کلوخ بازی بود . با دختر عمه و پسر عمه و پسر عمو ها همه می شدیم دو دسته یه دسته می رفتن پشت یکی از درخت گردو ها و یه دسته پشت این یکی درخت گردو ، از اون کلوخ ها بر می داشتند و پرت می کردند برای هم البته اغراق نشه توی سر هم نمی کوبیدیم می کوبیدن بالای درخت گردو کلوخ به خاک تبدیل می شد و گه گاهی روی نفر مقابل می ریخت ما هم می گفتیم یک هیچ به نفع ما و این بازی تا جایی ادامه داشت که هوا کاملا تاریک می شد و ما برای صرف شام و اتیش بازی (بازی با نور که زغال روی چوب ایجاد میکنه ) به کنار خانواده می رفتیم .



هر کسی خاطره ای داره دوست داره بنویسه !


+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم شهریور 1391ساعت 15:31  توسط حسن م  | 

معلمی به نام آقای خرمی

انگار همین دی روز بود توی هیاهوی رویا های خودم آب شدم و بر بال پرواز ققنوس خیالی سوار شدم و به کلاس سوم ابتدایی رفتم . 

آری همان مدرسه حافظ را می گویم همان مدرسه ای که در سراشیبی کوچه جنب فروشگاه قرار داشت و آخر ان کوچه به باغات حافظ بر خورد می کرد . 

یاد زمستون زیبایی افتادم که با هزار اسرار مادر (پسرم این نون پنیر و این یه دونه سیب ببر مدرسه ) صبح ها راهی مدرسه می شدم . آری اون روزهایی که به عشق معلمی سر کلاس درس می رفتم که امروزش با دی روزش کاملا فرق می کرد . 

معلمی که عشق در وجود من رونق داد همون معلمی که تمام تلاش خودش کرد که آیت الکرسی نشونم بده ، همونی که با هزار خوش رویی دل همه بچه های کلاس به دست می اورد همونی که من با نقاشی آشنا کرد . همونی که که یه نقاشی با گچ های رنگی پای تخته کشید که یک رودخونه بود از پشت کوه بیرون میومد و در ادامه راه خود از میان درختان که با گچ رنگ رنگ کشده شده بودند گذر می کرد . 

آری همه ما دانش آموزانش به او افتخار می کنیم . ما تویسرکانی ها به آقای خرمی افتخار می کنیم . 

آری یادم رفت معرفی اش کنم ، ما صدایش می کردیم آقای خرمی ، اسم کوچکش یادم نمیایید . (آنقدر بزرگ است که به اسم کوچک نمیتوان صدایش کرد )

از همین جا دستانش را می بوسم و از تمام زحماتش متشکرم .  

و مطمئنن هیچ چیزی جبران تمام زحمات ایشون نمیشه . واقعا من مریدشم . همین الان بگه بمیر میمیرم . 

از شما دوستان که از دور نزدیک ایشون می شناسید می خواهم که خاطرات خودتون از ایشون بنویسید تا با دوستان دیگه اشتراک بذاریم .. 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم شهریور 1391ساعت 11:41  توسط حسن م  | 

برایش فاتحه بخوانید ! پدر بزرگی بود از جنس مردم !

باز هنگام جدایی در رسید
سینه ها لرزان شد و دلها شکست
خنده ها در لرزش لب ها گریخت
اشکها بر روی رویاها نشست
چشم جان من به ناکامی گریست
برق اشکی در نگاه او دوید
نسترن ها سر به زیر انداختند
ماه را ابری به کام خود کشید

متولد 1301 از شهرستان تویسرکان ، نامی آشنا در بین مردم ! حاج ابراهیم موحد ملغب به (ملاداش) وفات 22.3.91

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم خرداد 1391ساعت 9:42  توسط حسن م  | 

در گزند حوادث

همین هفته قبلی نمایشگاه کتاب بودم ، از شنبه تا 5 شنبه ، با هزار امید ارزو وقتی میدیدم همه مردم دنبال دو جلد کتاب فارسی هستند ، عاشق و شیفتشون می شدم ! نمیدونم یه احساس خوبی داشتم در حوزه خودم سعی می کردم مردم تا اونجا که توانایی هام ایجاب می کنه راهنمایی کنم . 

احساس جالبی بود و خیلی زیبا ! 

روز دوشنبه اطراف تجریش بودم که اس ام اس به گوشی رسید با این مضمون ، سخنرانی حجت‌الاسلام و المسلمين عزت‌الله مرتضايی ساعت 4.30 بعد از ظهر از شبکه یک سیما ، فکر می کنم براتون ممکنه این سئوال پیش اومده باشه مگه ایشون چه کسی هستند ؟ و چه ربطی به موضوع تویسرکان دارند ! 

جواب سئوال بسیار ساده است ، آقای عزت الله مرتضی متولد تویسرکان و از محققان مرکز تحقیقات و علوم کامپیوتری در شهر قم می باشد !

ایشون دو کتاب در زمینه اسلامی با نام های :

 1- تفسیر قران و روش های ان 

 2- میبدی و تفسیر کشف الاسرار 

تالیف نموده و شما می توانید آنها رو از طریق لینک زیر خریداری کنید : 

http://www.adinebook.com/gp/search?search-alias=books&author=%D8%B9%D8%B2%D8%AA+%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87+%D9%85%D8%B1%D8%AA%D8%B6%D8%A7%DB%8C%DB%8C&select-author=author-exact

همچنین افتخارات دیگر ایشون تولید نرم افزار قرآنی نورالجنان و ... می باشد . 

او همچنین در فکر طراحی نرم افزاری برای گوشی های همراه می باشد : 

http://www.iqna.ir/fa/photos_detail.php?goz_tas_id=10488

اطلاعات بیشتر : 

http://ibna.ir/vdcjayex.uqehyzsffu.html 

همان طور که در تصویر بالا مشاهده می کنید عکس نفر اول از دست راست ایشون هستند ! 

از این به بعد سعی می کنم افتخارات تویسرکان رو معرفی کنم . 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1391ساعت 20:1  توسط حسن م  | 

تویسرکان

بعد از انتخابات صدای کتک خوردن بعضی ها اومد ! 

بعضی شعار با این متن می گفتن ، ..... کم آورده دروازه بان اورده ! 

کلا عجب انتخابات باحال بود ، اونم با چند ده تا نماینده ! 

ای بابا اشکال نداره مردم چرا زخم زبون می زنید ، حالا این بار اون یکی میره بالا ! دلتون گرفته ؟ میدونم . خدا بزرگه . سیاست دیگه . 

به من گفتن شب اخری رای خریدن یه عده دروغه به نظرتون ؟ وا مگه شهر ما چیه که رای خرید فروش کردنش چی باشه ! 

ای بابا منم دلم گرفته برام دعا کنید وضعم رو به راه بشه ! 

قربون مردم شهرم برم همشون دل رحم همشون دل نازک ! 


این آقای مهدی درویشی داده منم میذارمش برید حتما بخونید : 

http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13901228000197

کلا یه مقاله خوشگل از طرف خیریه . 

این وبلاگ عزیزشونه از اتخابات به هیچ جا نرسیدیم حداقل انفاق کنید به یه جایی برسیم ! 

http://amirelmomenin.blogfa.com/

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم فروردین 1391ساعت 1:28  توسط حسن م  | 

نظر یک همشری

سلام.همشهری های خوبم

انتخابات نزدیکه.خوب فکرکنیم بعدرای بدیم حداقل بلایی که سرمون اومد از طرف قبلی دوباره به سرمون نیاد

به هرکس رای میدید مختارید ولی انصافا به کسی باشه که درد مردم شهرستان رو بدونه.ضعفها رو بدونه.

کسی نباشه که از این شهرستان دور بوده وبامردم تویسرکان زندگی نکرده و بعد انتخابات هم اگه رای

بیاره یا نیاره میره و دیگه هیچ کس رنگش رو نمیبینه.مگر مجالس ختم و.....

خیلی درده :

حتما بایدنماینده باشن تابه شهرشون خدمت کنن؟

حتما باید مسئول اداره ای باشن تابه شهرشون خدمت کنن؟

چرا این مدت نبودن؟اصلا کجابودن؟

همشهری به همشهری رای بده

کارندارم کی....مهم اینه کسی باشه که ماودرد دل مارو بفهمه....

شمارو به خدا احساسی رای ندیم


............

البته من حاضرم با هر کاندید در مورد تویسرکان بحث کنم ! 

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم اسفند 1390ساعت 12:51  توسط حسن م  | 

نظر بر دل وبلاگ من ریشه میزند !

شب اول سال 2012 همین امروز کریسمس بود ، داشتم با دوستم فرهاد که نروژه حرف میزدم میگفت امسال زیاد کریسمس خوب نبوده حالا کلا نمیدونم خوب بدش اما بلاخره کریسمسه ! این عید به تمام مسیحیان عزیز ایران تبریک میگم ! مخصوصا مسیحیان همدانی ! 

اومدم یه مقدار فعال تر باشم و در مورد تویسرکان بنویسم دیدم فعلا مبحث نقدی انتخوابات داغ داغ مثل چایی داغ دائی چاقه کلا گفتم بی خیال بشم در اون مورد تا بحث داغ تر بشه فعلا برای این دفعه تعدادی از نظرات دوستان به قید اسمشون زدم ، البته فعلا به درجه ای نرسیدم که بتونم از خودم انتقاد کنم ! کلا سعی کردم نظر همه دوستان این چند وقت در وبلاگ تایید کنم ! 

همشری های گل دلشون نمیاد از ما به اون صورت انتقاد کنند ! 

دوستان گل در ادامه تعدادی از نظرات کاربر های وبلاگ در طی چند ماه اخیر گذاشتم ، شاید شما  رو هم به این امر نظر دادن در وبلاگ بنده مشتاق کنه ، یادتون باشه بدترین حرف که بزنید من نظرتون تایید میکنم ! 

نظر آقای اردشیری از آمل :

اردشيري از آمل هستم .خدمت همه تويسركاني هاي عزيز سلام عرض مي كنم .
در سال 78 تا80 دبير دبيرستان هاي تويسركان بودم .شيمي تدريس مي كردم.هيچ وقت خاطرات خوب از همكاران ودانش آموزان دبيرستان هاي دكتر شريعتي ،سركان ،شهيد باهنر ،روستاي اشتران ،شهاب الدين (اميدوارم اشتباه ننوشته باشم) وهمه مردم خوب ودوست داشتني تويسركان از يادم نمي رود.واقعا عزيز هستيد.

نظر خانم سمیرا  : 

سلاااااام

من عاشقه تویسرکانم... بعضی وقتا هم میام... کلی هم ازش خاطره دارم! عاشقه باغ هاشم . عاشقه راستا بازارش! عاشقه کباب هاش!

نظر آقای غلامرضا ناصری :

با نظر شما کاملا موافقم دستتون درد نکنه کمکی خواستین روی من حساب کنید .

نظر آقای مهدی درویش :

با سلام
احتراما در راستای یاری رسانی به ایتام تویسرکانی خوشحال می شویم اخبار صندوق خیریه حضرت امیرالمومنین(ع) را در بطن اخبارتان و وبلاگ ما را در لیست پیوندتان ثبت فرمایید .
darvish1351.blogfa.com

نظر آقای وحید الوندی :

جالبه !!! منم تویسرکانی هستم

انشا الله یک وب سایت کامل و جامع در مورد بازار تویسرکان از قبیل امکانات زیر راه اندازی میشود

قیمت قطعات موبایل و کامپیوتر با قیمت مقطوع
هر شخص میتواند فروشنده آنلاین جنس خود باشد چه نو چه دست دوم!
اجناس با قیمت زیر بازار به صورت شبکه ای و گروهی توسط مغازه های عضو به فروش می رسد

با راه اندازی این سیستم قوی ! میتوان سر و سامانی به وضوع بازار تویسرکان داد 
میتوان در بین وب سایت های ایرانی حرفی برای گفتن داشت!


فعلا اول راه هستیم!

موفق باشید

نظر آقای ابراهیم صلح میرزایی : 

سلام :اگه میشه عکس های جدید از اماکن زیارتی وباستانی در سایت بزارین باتشکر .

نظر یه بنده خدا که اسمش مشخص نبود : 

هیچی میون سایت ملوم نی ولی دستودردنکونه حال هوامون عوض کردیتو

نظر آقای جواد یزدان پرست :

سلام من جواد يزدانپرست هستم اهل روستاي پيلانگرگ، ساكن تهران لطفا ما رو هم تو پيوندات لينك كن pilangorg.blogfa.com
ممنون از مطالب و عكس هاي زيبات



+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم دی 1390ساعت 22:46  توسط حسن م  |