علی اشرف پیری
این فقط نظر خود بنده است .
سالهای زندگی من در جزیره از بهشت در میان خشکی (تویسرکان)
این فقط نظر خود بنده است .
در مسابقه فینال این گروه دو تیم شهرداری و آموزش و پرورش در ورزشگاه دو هزار نفره تویسرکان به مصاف هم رفتند و تیم اموزش پرورش با یک گل برتری توانست برنده این دوره از مسابقات شود .


به این ترتیب تیم آموزش پرورش در رده اول و تیم شهرداری در رده دوم ، تیم اداره برق در رده سوم قرار گرفت .
شایان ذکر است که جوایز این عزیزان توسط پیش کسوتان این شهر در پایان این مسابقات به انها تقدیم شد .
مردم شهرستان تویسرکان با حضور پر رنگ خود در این راهپیمایی 22 بهمن حماسه ای بزرگ آفریدند و ثابت کردند که در تمامی عرصه هایی که وابسطه به آرمان های نظام (جمهوری اسلامی ایران ) است حضور پر رنگ خواهند داشت .

امسال هم با وجود باد و باران و سرما مردم تویسسرکان مراسم عزاداری خود را برای سالار شهیدان برپا نمودند .

این نظر یک همشهریه : اینجل فقط ختم و مرده هارو مینویسی؟؟؟؟ جمع کن زودتر
----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
سلام م م م م م.باتشکرازسایت خوبتون.اولین بارکه سایتتون رومیبینم.خیلی خوشحال شدم.لطفا اسم شاعران تویسرکانی هم بیارید.ممنون.یک همشهری ازاصفهان
--------------------------------
چشم خانوم عبدالملکی حتما همین کار میکنم ، اگر اشتباه نکنم فکر میکنم یکیشون فامیلتون باشه !
امسال هم سعی بر آن است تصاویری از محرم شهرستان تویسرکان بذارم ، برای کمک به بنده تصاویر خود را به ایمیل 2topic.ir@gmail.com ارسال نمایید .

مادری که در رویداد زندگی خود شریک غم ها و شادی های دیگران بود ، حالا با پرواز از این دیار ما را تنها گذاشت ، تنها چیزی که واقعا مرا در حالات فکری او می برد زبان خوشش بود .
اما بر جای ماندگان او سرشتش را پا بر جا نگه می دارند .
بله نام او مستوره شریفی بروجردی است ، نام مادری که خاطره ای از این شهر بود ، و یکی از الگوهای من در زندگی !
بنده از او عکسی ندارم ، انشالله دوستان عکسی از او به من برسانند .
اول این عکس ببینید :
این همون گردوی تویسرکان معروف که صداش همه جا رو گرفته !
از نظم به نثر رسیم و فریاد کنیم آنچه در میان این همه سبزی سفیدش پیدا است .
وای خدای من ، صدای پای سهراب اگر در میان این درختان گردو باز می شد ، هیا هوی و وجد شعر را دو صد چندان می کرد . آری اهل قلم نوشته اند .
خاطره :
نمیدونم از کجا شروع کنم که نوشته شور و وجد خاص خودش داشته باشه ، اون چیزی که توی ذهنم جاری تعریف می کنم . انشالله که اون نوع تفکر برسونه . حول و حوش 8 سال داشتم یه روز صبح به زور از خواب بلندم کردند و گفتند می خواهی بریم گردو تکانی !
من با هزار دنگ و فنگ که داشتم به زور از خواب بلند شدم و دست صورت شستم ( اصولا عادت تویسرکانی هاست که در همچنین روز هایی صبحونه خونه نمیخورند و با خانواده و ... تشریف می برند داخل باغ و اونجا صبحونه میل می کنند ) و راه افتادم .
رفتیم باغ پدر بزرگ اونجا کنار بقیه جمع صبحونه میل کردیم در همین حال پدر بزرگ با این لهن (پسَ وخی گردو ر جمع کو ) پسر بلند شو گردو ها رو جمع کن . ما رو میگی همه بلند شدیم به جمع کردن .
از اونجایی که ما بچه ها اهل بازی بودیم با همین گردو ها هم یه بازی درست کرده بودیم ، اونم به این روش که هر کسی بیشتر گردو جمع کنه ، رغابت با لحجه تویسرکانی ای حال هوایی داره که نگو مثلا من به پسر عمه می گفتم ای سعید سعید بپا م 15 تا جمع کردم ولی تو هوچی نکردی (سعید نگاه کن من 15 تا گردو توی ظرف دارم ولی تو هیچی هنوز نداری ) .
در همین حول و حواشی رقابت ها بود که پدر بزرگ می گفت حسَِ بدو سر کٌنَ (حسن برو سراشیبی ها رو هم جمع کن ) منم با اون شور شوق میرفتم روی قسمت شیب زمین و کنار اون همه خار خاشاک گردو ها رو دونه دونه جمع می کردم .
اما قسمت جالب مسئله از اینجا به بعد شروع میشه ، این کارها تا ظهر ادامه داشت و بعد از ظهر همه ما بی میل می شدیم به این حرکت چون حالت بازی داشت .
همه ما تویسرکانی ها می دونیم که زمان گردو تکانی باغات آب نمیدهند تا گردو ها داخل گل نیفتند . به همین ترتیب کلوخه هایی که از خاک شخم خورده موجود واقعا قابل استفاده است برای بازی .
بعد از گذر زمان از ساعت 12 به بعد اولین حرکت ما این بود که چوب ها می اوردیم میریختیم روی هم و آتیش با شعله های حدود 2 متر ایجاد می کردیم .
وای چه حسی داشت ، از اون طرف بابا بزرگ داد و بی داد نکنیتو درختا سوختن (این کار نکنید گرما درخت ها رو می سوزونه ) مگه حرف بابا بزرگ گوش این نوه ها می رفت ؟
از اربابی خرمن سوختن یاد گرفتند (ا اربابی خرم سوختن یاد گرفتن )
حالا حس و حال کلوخ بازی بود . با دختر عمه و پسر عمه و پسر عمو ها همه می شدیم دو دسته یه دسته می رفتن پشت یکی از درخت گردو ها و یه دسته پشت این یکی درخت گردو ، از اون کلوخ ها بر می داشتند و پرت می کردند برای هم البته اغراق نشه توی سر هم نمی کوبیدیم می کوبیدن بالای درخت گردو کلوخ به خاک تبدیل می شد و گه گاهی روی نفر مقابل می ریخت ما هم می گفتیم یک هیچ به نفع ما و این بازی تا جایی ادامه داشت که هوا کاملا تاریک می شد و ما برای صرف شام و اتیش بازی (بازی با نور که زغال روی چوب ایجاد میکنه ) به کنار خانواده می رفتیم .
هر کسی خاطره ای داره دوست داره بنویسه !
آری همان مدرسه حافظ را می گویم همان مدرسه ای که در سراشیبی کوچه جنب فروشگاه قرار داشت و آخر ان کوچه به باغات حافظ بر خورد می کرد .
یاد زمستون زیبایی افتادم که با هزار اسرار مادر (پسرم این نون پنیر و این یه دونه سیب ببر مدرسه ) صبح ها راهی مدرسه می شدم . آری اون روزهایی که به عشق معلمی سر کلاس درس می رفتم که امروزش با دی روزش کاملا فرق می کرد .
معلمی که عشق در وجود من رونق داد همون معلمی که تمام تلاش خودش کرد که آیت الکرسی نشونم بده ، همونی که با هزار خوش رویی دل همه بچه های کلاس به دست می اورد همونی که من با نقاشی آشنا کرد . همونی که که یه نقاشی با گچ های رنگی پای تخته کشید که یک رودخونه بود از پشت کوه بیرون میومد و در ادامه راه خود از میان درختان که با گچ رنگ رنگ کشده شده بودند گذر می کرد .
آری همه ما دانش آموزانش به او افتخار می کنیم . ما تویسرکانی ها به آقای خرمی افتخار می کنیم .
آری یادم رفت معرفی اش کنم ، ما صدایش می کردیم آقای خرمی ، اسم کوچکش یادم نمیایید . (آنقدر بزرگ است که به اسم کوچک نمیتوان صدایش کرد )

از همین جا دستانش را می بوسم و از تمام زحماتش متشکرم .
و مطمئنن هیچ چیزی جبران تمام زحمات ایشون نمیشه . واقعا من مریدشم . همین الان بگه بمیر میمیرم .
از شما دوستان که از دور نزدیک ایشون می شناسید می خواهم که خاطرات خودتون از ایشون بنویسید تا با دوستان دیگه اشتراک بذاریم ..
متولد 1301 از شهرستان تویسرکان ، نامی آشنا در بین مردم ! حاج ابراهیم موحد ملغب به (ملاداش) وفات 22.3.91

احساس جالبی بود و خیلی زیبا !
روز دوشنبه اطراف تجریش بودم که اس ام اس به گوشی رسید با این مضمون ، سخنرانی حجتالاسلام و المسلمين عزتالله مرتضايی ساعت 4.30 بعد از ظهر از شبکه یک سیما ، فکر می کنم براتون ممکنه این سئوال پیش اومده باشه مگه ایشون چه کسی هستند ؟ و چه ربطی به موضوع تویسرکان دارند !
جواب سئوال بسیار ساده است ، آقای عزت الله مرتضی متولد تویسرکان و از محققان مرکز تحقیقات و علوم کامپیوتری در شهر قم می باشد !
ایشون دو کتاب در زمینه اسلامی با نام های :
1- تفسیر قران و روش های ان
2- میبدی و تفسیر کشف الاسرار
تالیف نموده و شما می توانید آنها رو از طریق لینک زیر خریداری کنید :
همچنین افتخارات دیگر ایشون تولید نرم افزار قرآنی نورالجنان و ... می باشد .
او همچنین در فکر طراحی نرم افزاری برای گوشی های همراه می باشد :
http://www.iqna.ir/fa/photos_detail.php?goz_tas_id=10488
اطلاعات بیشتر :
http://ibna.ir/vdcjayex.uqehyzsffu.html

همان طور که در تصویر بالا مشاهده می کنید عکس نفر اول از دست راست ایشون هستند !
از این به بعد سعی می کنم افتخارات تویسرکان رو معرفی کنم .
بعضی شعار با این متن می گفتن ، ..... کم آورده دروازه بان اورده !
کلا عجب انتخابات باحال بود ، اونم با چند ده تا نماینده !
ای بابا اشکال نداره مردم چرا زخم زبون می زنید ، حالا این بار اون یکی میره بالا ! دلتون گرفته ؟ میدونم . خدا بزرگه . سیاست دیگه .
به من گفتن شب اخری رای خریدن یه عده دروغه به نظرتون ؟ وا مگه شهر ما چیه که رای خرید فروش کردنش چی باشه !
ای بابا منم دلم گرفته برام دعا کنید وضعم رو به راه بشه !
قربون مردم شهرم برم همشون دل رحم همشون دل نازک !
این آقای مهدی درویشی داده منم میذارمش برید حتما بخونید :
http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13901228000197
کلا یه مقاله خوشگل از طرف خیریه .
این وبلاگ عزیزشونه از اتخابات به هیچ جا نرسیدیم حداقل انفاق کنید به یه جایی برسیم !
............
البته من حاضرم با هر کاندید در مورد تویسرکان بحث کنم !
اومدم یه مقدار فعال تر باشم و در مورد تویسرکان بنویسم دیدم فعلا مبحث نقدی انتخوابات داغ داغ مثل چایی داغ دائی چاقه کلا گفتم بی خیال بشم در اون مورد تا بحث داغ تر بشه فعلا برای این دفعه تعدادی از نظرات دوستان به قید اسمشون زدم ، البته فعلا به درجه ای نرسیدم که بتونم از خودم انتقاد کنم ! کلا سعی کردم نظر همه دوستان این چند وقت در وبلاگ تایید کنم !
همشری های گل دلشون نمیاد از ما به اون صورت انتقاد کنند !
دوستان گل در ادامه تعدادی از نظرات کاربر های وبلاگ در طی چند ماه اخیر گذاشتم ، شاید شما رو هم به این امر نظر دادن در وبلاگ بنده مشتاق کنه ، یادتون باشه بدترین حرف که بزنید من نظرتون تایید میکنم !
نظر آقای اردشیری از آمل :
اردشيري از آمل هستم .خدمت همه تويسركاني هاي عزيز سلام عرض مي كنم .
در سال 78 تا80 دبير دبيرستان هاي تويسركان بودم .شيمي تدريس مي كردم.هيچ وقت خاطرات خوب از همكاران ودانش آموزان دبيرستان هاي دكتر شريعتي ،سركان ،شهيد باهنر ،روستاي اشتران ،شهاب الدين (اميدوارم اشتباه ننوشته باشم) وهمه مردم خوب ودوست داشتني تويسركان از يادم نمي رود.واقعا عزيز هستيد.
نظر خانم سمیرا :
سلاااااام
من عاشقه تویسرکانم... بعضی وقتا هم میام... کلی هم ازش خاطره دارم! عاشقه باغ هاشم . عاشقه راستا بازارش! عاشقه کباب هاش!
نظر آقای غلامرضا ناصری :
با نظر شما کاملا موافقم دستتون درد نکنه کمکی خواستین روی من حساب کنید .
نظر آقای مهدی درویش :
با سلام
احتراما در راستای یاری رسانی به ایتام تویسرکانی خوشحال می شویم اخبار صندوق خیریه حضرت امیرالمومنین(ع) را در بطن اخبارتان و وبلاگ ما را در لیست پیوندتان ثبت فرمایید .
darvish1351.blogfa.com
نظر آقای وحید الوندی :
جالبه !!! منم تویسرکانی هستم
انشا الله یک وب سایت کامل و جامع در مورد بازار تویسرکان از قبیل امکانات زیر راه اندازی میشود
قیمت قطعات موبایل و کامپیوتر با قیمت مقطوع
هر شخص میتواند فروشنده آنلاین جنس خود باشد چه نو چه دست دوم!
اجناس با قیمت زیر بازار به صورت شبکه ای و گروهی توسط مغازه های عضو به فروش می رسد
با راه اندازی این سیستم قوی ! میتوان سر و سامانی به وضوع بازار تویسرکان داد
میتوان در بین وب سایت های ایرانی حرفی برای گفتن داشت!
فعلا اول راه هستیم!
موفق باشید
نظر آقای ابراهیم صلح میرزایی :
سلام :اگه میشه عکس های جدید از اماکن زیارتی وباستانی در سایت بزارین باتشکر .
نظر یه بنده خدا که اسمش مشخص نبود :
هیچی میون سایت ملوم نی ولی دستودردنکونه حال هوامون عوض کردیتو
نظر آقای جواد یزدان پرست :
سلام من جواد يزدانپرست هستم اهل روستاي پيلانگرگ، ساكن تهران لطفا ما رو هم تو پيوندات لينك كن pilangorg.blogfa.com
ممنون از مطالب و عكس هاي زيبات